برتری از آن کسی است که در سختگیرانه ترین مدرسه پرورده شده باشد.
این جملهی توسیدید برای توصیف پسران اسپارتی است. دانش آموزی آنطور که در آتن مرسوم بود مرحلهای نبود که پسران و دختران اسپارتی مجبور به طی کردن آن باشند؛
برتری از آن کسی است که در سختگیرانه ترین مدرسه پرورده شده باشد.
این جملهی توسیدید برای توصیف پسران اسپارتی است. دانش آموزی آنطور که در آتن مرسوم بود مرحلهای نبود که پسران و دختران اسپارتی مجبور به طی کردن آن باشند؛
پایدیا (یونانی: παιδεία) به پرورش و آموزش عضو ایده آل پولیس یا دولت شهرهای یونان باستان اشاره دارد. این آرمان های آموزشی بعدها به طور کلی به جهان یونانی-رومی گسترش یافت.
پایدیا به منظور القای فضایل اشرافی در مردان شهروند جوانی بود که به این روش آموزش دیده بودند. یک مرد ایدهآل در داخل پولیس میتوانست از نظر عقلانی، اخلاقی و جسمانی ایده آل باشد.
مناسبترین سن ازدواج برای مردان اسپارتی سی سالگی، و برای زنان بیست سالگی بود. مجرد زیستن جرم شناخته میشد، تا آنجا که مجردان از حق شرکت در انتخابات و حق شرکت در اجتماعات و جشنهای عمومی، که در آن زنان و مردان جوان میرقصیدند، محروم بودند.
کسانی را که از ازدواج میگریختند، وا میداشتند که، حتی در زمستان، با بدنی عریان در میان مردم بخرامند و سرودی را تکرار کنند با این مضمون:
پایدیا (تربیت، فرهنگ) ( یونانی : παιδεία) به پرورش و آموزش عضو ایده آل دولت شهرهای یونان باستان اشاره دارد . این آرمان های آموزشی بعدها به طور کلی به جهان یونانی-رومی گسترش یافت و در لاتین Humanitas نامیده شد.
هدف پایدیا این بود که فضایل نجبا را در شهروندان جوانی که به این روش تربیت شده بودند، القا کند. یک مرد ایدهآل در پولیس میتواند از نظر عقل، اخلاق و وضعیت جسمانی در حال تعالی باشد، بنابراین آموزش بدن و ذهن مهم بود. هم آموزش عملی و مبتنی بر موضوع و هم تمرکز بر اجتماعی شدن افراد در نظم اشرافی شهر، بخشی از این آموزش بود.
ایفورها از طرف دولت-شهر و پادشاه از طرف خودش هر ماه سوگند یاد میکنند. این سوگند پادشاه است:
«من مطابق قوانین مصوب دولت-شهر سلطنت خواهم کرد»
و این سوگند ایفورها از طرف دولت-شهر است:
«در حالی که شما سوگند خود را رعایت میکنید، ما پادشاهی را بی تزلزل نگه میداریم»
اینها افتخاراتی هستند که در طول زندگی به پادشاه در وطنش اهدا میشود؛ و جز اینها وضع زندگی شاهان از افراد معمولی خیلی فراتر نمیرود؛ زیرا خواست لیکورگوس این نبود که غرور استبدادی را در دل شاه و غبطه و حسادت به شاه را در ذهن شهروندان بکارد.
•••
شمشیر اسپارتیان معروف به ماخایرا (μάχαιρ)
1.
بگذارید تا مرد با جرئت به انجام کارهای شگرف، جنگاوری آموزد
نه آنجا که بارش پرتابه ها به او نمیرسد
بلکه در نزدیکی ، آنجا که نبرد پنجه در پنجه است، آنجا که با نیزه یا شمشیر زخم میزند و از دشمن جان میستاند.
آنجا که پای به پای دشمن و سپر به سپر دشمن
آنجا که کلاهخودش به کلاهخود
و زره اش به زره و سینه اش به سینهی دشمن فشار میآورد.
در گرماگرم عمل
بگذارید رو در رو بجنگد ، با نیزه یا شمشیری در دست
ἔρδων δ' ὄβριμα ἔργα διδασκέσθω πολεμίζειν,
:μηδ' ἐκτὸς βελέων ἑστάτω ἀσπίδ' ἔχων,
ἀλλά τις ἐγγὺς ἰὼν αὐτοσχεδὸν ἔγχει μακρῷ
:ἢ ξίφει οὐτάζων δήιον ἄνδρ' ἑλέτω,
καὶ πόδα πὰρ ποδὶ θεὶς καὶ ἐπ' ἀσπίδος ἀσπίδ' ἐρείσας,
:ἐν δὲ λόφον τε λόφῳ καὶ κυνέην κυνέῃ
καὶ στέρνον στέρνῳ πεπλημένος ἀνδρὶ μαχέσθω,
:ἢ ξίφεος κώπην ἢ δόρυ μακρὸν ἑλών.
•••
2.
برخیزید سلحشوران!
جایگاه خود را دوشادوش یکدیگر بیابید.
گام هایتان را استوار چون ریشه بلوط بر زمین بگذارید.
و بیاموزید سایه ی سیاه مرگ را آنچنان عاشق باشید که سپیده دم را هستید.
این است شجاعت،
برترین دارایی انسان!
پاداشی است شرافتمندانه از آنِ جوانی که در طلبش کوشاست.
ترتیاس (Tyrtaeus) _ شاعر اسپارتی _ اواسط قرن ۷ ق .م
•••