لوگوس در یونان باستان قبل از آنکه عقل یا منطق باشد، شیوهای برای قابل فهم کردن واقعیت بود؛ یعنی امکانی که جهان بتواند به زبان درآید. در هومر، لوگوس هنوز مفهوم فلسفی ندارد و صرفاً گفتار سنجیده در برابر میتوس شاعرانه است.

در هراکلیتوس، لوگوس بهعنوان قاعدهای که تغییر را قابل درک میسازد بدل میشود.




